مدت مدیدی است که به لیبرالیسم علاقه مند شده ام و سعی کرده ام در زندگی لیبرال باشم اما چندی پیش جملاتی جالب در وبلاگ یکی از دوستان خواندم. مرا سخت به فکر برد. آنها در زیر می آورم:
«... نکته دیگر این است که بعضی ایرانیها خود را لیبرال می دانند. لیبرال بودن و علاقه مند بودن به لیبرالیسم و لیبرالی رفتار کردن، با هم تفاوت دارند. اینکه این دوستان ایرانی خود را لیبرال می دانند برایم خنده دار است. مگر می توان در این جامعه به دنیا آمد و بزرگ شد و لیبرال بود. مگر می شود که در ایران و در دانشکده های ایران تحصیل کرد، اینجا به مدرسه رفت و لیبرال شد. کمی و بیش از کمی طنز است. اما می توان دوستدار لیبرالیسم بود از آن دفاع کرد و به سوی آن حرکت کرد. اما یک شبه لیبرال شدن کمی خنده دار است. به امید نهادینه شدن لیبرالیسم.»
«... نکته دیگر این است که بعضی ایرانیها خود را لیبرال می دانند. لیبرال بودن و علاقه مند بودن به لیبرالیسم و لیبرالی رفتار کردن، با هم تفاوت دارند. اینکه این دوستان ایرانی خود را لیبرال می دانند برایم خنده دار است. مگر می توان در این جامعه به دنیا آمد و بزرگ شد و لیبرال بود. مگر می شود که در ایران و در دانشکده های ایران تحصیل کرد، اینجا به مدرسه رفت و لیبرال شد. کمی و بیش از کمی طنز است. اما می توان دوستدار لیبرالیسم بود از آن دفاع کرد و به سوی آن حرکت کرد. اما یک شبه لیبرال شدن کمی خنده دار است. به امید نهادینه شدن لیبرالیسم.»
منبع وبلاگ گذری بر اقتصاد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر