از آمدنم نبود گردون را سود ----- وز رفتن من جاه و جلالش نفزود
وز هیچکسی نیز دو گوشم نشنود ----- کین آمدن و رفتنم از بهر چه بود!
گر آمدنم بمن بدی، نامدمی ----- ور نیز شدن بمن بدی، کی شدمی؟
به زان نبدی کاندرین دیر خراب ----- نه آمدمی، نه شدمی، نه بدمی
بر لوح نشان بودنیها بودهاست ----- پیوسته قلم ز نیک و بد فرسودهاست
در روز ازل هر آنچه بایست بداد ----- غم خوردن و کوشیدن ما بیهودهاست
یک چند به کودکی به استاد شدیم----- یک چند ز استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید ----- از خاک برآمدیم و بر باد شدیم
این کوزه چو من عاشق زاری بودهاست ----- در بند سر زلف نگاری بودهاست
این دسته که بر گردن او میبینی ---- دستیاست که بر گردن یاری بودهاست
وز هیچکسی نیز دو گوشم نشنود ----- کین آمدن و رفتنم از بهر چه بود!
گر آمدنم بمن بدی، نامدمی ----- ور نیز شدن بمن بدی، کی شدمی؟
به زان نبدی کاندرین دیر خراب ----- نه آمدمی، نه شدمی، نه بدمی
بر لوح نشان بودنیها بودهاست ----- پیوسته قلم ز نیک و بد فرسودهاست
در روز ازل هر آنچه بایست بداد ----- غم خوردن و کوشیدن ما بیهودهاست
یک چند به کودکی به استاد شدیم----- یک چند ز استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید ----- از خاک برآمدیم و بر باد شدیم
این کوزه چو من عاشق زاری بودهاست ----- در بند سر زلف نگاری بودهاست
این دسته که بر گردن او میبینی ---- دستیاست که بر گردن یاری بودهاست
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر