۱۳۸۶ اسفند ۲۳, پنجشنبه

در مخالفت با جمع گرايی Collectivism

هايك در مخالفت با جمع گرايي سخن جالبی دارد که بخشی از آن را که وبلاگ انگشت به دهان نقل کرده است اینجا می توانید بخوانید

«جمع­گرايي به زبان علمي، گروه­بندي چيزهايي است كه به احتمال زياد با يكديگر به شدت تفاوت دارند اما به مثابه كليتي واحد مورد بحث قرار مي­گيرند. در اين روش فرض مي­شود جامعه يا اقتصاد يك كل واحد بوده و «موضوعي» وجود دارد كه اين واژه ها به آن اشاره مي­كنند. اين تفكر مي­گويد گروه­ها به روش واحدي عمل مي­كنند چنانكه گويي ذهن واحدي دارند.

به سادگي پيداست كه اين روش به اشتباهات زيادي منجر مي­شود. هنگامي كه مي­گوييم فرانسه فلان قدر شراب صادر مي­كند، صنايع فولاد فلان قدر افراد استخدام مي­كند، يا اين كه سرمايه­داري ظهور كرد، رونق پيدا كرد و از بين رفت، ما در مورد چيزهاي واحدي صحبت نمي­كنيم. آنها صرفا بيان كوتاه شده ما در اشاره به صادركنندگان شراب فرانسه، بنگاه­هاي مختلف در صنايع فولاد، شركت­ها، عقايد، روابط بازاري و انديشه­هايي هستند كه مفهوم سرمايه­داري را تشكيل مي­دهند.

مشكل هنگامي ايجاد مي شود كه ما فراموش مي­كنيم كه از يك توضيح كوتاه استفاده مي­كنيم و با اين نظريه­ها طوري رفتار مي­كنيم كه گويي آنها به منزله كليت­هاي واقعي حقيقتا وجود دارند. ما در درجه اول تمايل داريم در مورد پديده­هاي اجتماعي طوري فكر كنيم گويي آنها توده مردم­اند و فرض مي­كنيم كه آنها با هدف واحدي واكنش نشان خواهند داد: براي مثال درخواست از جامعه كه انجام اين يا آن عمل نشان افتخار است، به رغم اين واقعيت كه جامعه يك شخص و حتي يك سازمان اداري نيست كه بتواند امور خاصي انجام دهد. دوم اينكه درك ما از اصول حاكم بر جامعه كاهش مي­يابد زيرا روابط بين مردم را كه براي آنها مهم است ناديده مي­گيريم. »



هیچ نظری موجود نیست: