۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۹, پنجشنبه

معماي ايران!

مي‌گويند ماهي آخرين موجودي است كه دركي از <آب> پيدا مي‌كند، زيرا چنان در آب غوطه‌ور و غرق است كه تصور هم نمي‌تواند بكند كه در فضايي غير از آنچه كه هست زنده بماند، موجودات هوازي هم از هوا دركي ندارند، و در اين ميان انسان استثنا است كه به واسطه عقل و قدرت ذهني خود چنين دركي را پيدا كرده است.

با اين توضيح فرض كنيد كه امروز انساني را بيابيم كه هيچگونه آشنايي‌اي با محيط موجود در ايران نداشته باشد. مثلا‌ً فردي از قبايل مركزي آفريقا يا از ميان جنگل‌هاي آمازون كه نام ايران به گوشش هم نخورده باشد، (حتي نيازي نيست كه اين فرد اروپايي و واجد دانش و بصيرت علمي باشد) فرض كنيد اين شخص ديروز در ايران بود و يك روزنامه را باز مي‌كرد و اين چند خبر را با هم مي‌خواند:

به ادعاي مقامات رسمي 15 ميليون نفر از مردم ايران (20 درصد آنها) زير خط فقر هستند (اين آمار كاملا‌ احتياط‌آميز بايد تلقي شود، برخي تا 50 درصد مردم را زير اين خط برآورد مي‌كنند)، به ادعاي مقامات رسمي در ايران در سه‌ماهه زمستان، روزانه 5.16 ميليارد تومان گاز هدر داده شده است، ايران روزانه معادل 5 ميليون بشكه نفت (با اضافه كردن گاز) توليد مي‌كند، قيمت جهاني نفت به بشكه‌اي 120 دلا‌ر رسيد، مهم‌ترين شعار دولت اجراي عدالت است! و...

خوب اگر اين فرد به منزل يك تهراني از طبقه‌اي كه بالا‌ي خط فقر است مي‌آمد و آخرين فيش‌هاي گاز و برق آنها را ملا‌حظه مي‌كرد كه براي حدود دو ماه مصرف چنين نوشته است:

گاز بها؛ 797/456 ريال و يارانه پرداختي دولت 123/695/2 ريال، برق؛ سهم مشترك 736/57 ريال، يارانه پرداختي دولت 733/396 ريال

به عبارت ديگر پول برق و گاز مصرفي براي دو ماه در اين منزل مسكوني حدوداً 51 هزار تومان و يارانه ادعايي پرداختي به آنان كه از طبقه متوسط رو به بالا‌ هستند، در همين فاصله حدود 310 هزار تومان است.

فرد ناظر با خود خواهد گفت عجب! يكي از دغدغه‌هاي اين كشور واردات بنزين و سوخت است، اين كشور سوخت و نفت زيادي توليد مي‌كند، قيمت نفت سر به فلك زده است، 20 درصد آنان زير خط فقر هستند (در حالت خوشبينانه)، حداقل دو ميليون نفر آنان زير خط خشن فقر يا گرسنگي هستند، روزانه 5/16 ميليارد تومان سوخت را هدر مي‌دهند. (نه‌تنها استفاده نمي‌كنند، كه هدر مي‌دهند)، يكي از مشكلا‌ت آنان آلودگي هواست.

ادعا مي‌كنند كه مبالغ بسيار عظيمي را به طبقه مرفه خود يارانه برق و گاز مي‌دهند كه اگر ديگر يارانه‌ها را هم حساب كنيم، با آن مي‌توان ميليون‌ها نفر را از فقر نجات داد و در عين حال شعار عدالت آنان هميشه به راه است.

علي‌رغم اينها متوليان امر كماكان مدعي‌اند كه دستاوردهاي علمي و پيشرفت‌هاي عظيمي دارند و در دنيا جزو پيشروها بوده‌و به لحاظ اخلا‌قي و عقلا‌ني خود را برترين قوم و ملت جهان مي‌دانند و داعيه اصلا‌ح امور جهان و درانداختن نظمي نوين در عرصه بين‌الملل را دارند.

به نظر شما، اين فرد ناظر چه قضاوتي را درباره جوي كه جامعه ما را فراگرفته خواهد كرد؟ جوي كه ظاهرا براي ما كاملا‌ عادي شده است و قدرت درك و فهم آن را نداريم. چگونه مي‌تواند پرسش‌هايي را پاسخ دهد كه جز به تناقض راه ديگري ندارد؟

معماي جامعه ايران را هيچ ذهن عادي قادر به دركش نيست، چه رسد كه آن را حل كند، معمايي شامل مجموعه‌اي از تناقضات غيرقابل فهم و درك.
عباس عبدي

هیچ نظری موجود نیست: