۱۳۸۷ خرداد ۷, سه‌شنبه

افلاطون و دایره

در طول تاریخ فلاسفه بزرگی بودن که به روح معتقد بودن (یا نبودن). یکی از معروفترین کسانی که تئوری نسبتا منسجمی در مورد روح داشته افلاطون بوده. استدلال افلاطون خیلی جمع و جوره. افلاطون با یه سوال شروع میکنه. آیا میشه در دنیای واقعی یک دایره داشت. ممکنه در نگاه اول بگین آره. مثلا ماه شب چهارده دایره است. ولی اگه کمی دقت کنین میبینین جواب درست به این سوال آره نیست! هر دایره ای که در دنیای واقعی بهش فکر کنین کامل کامل دایره نیست. یا یه گوشه اش صافه یا شعاعش همه جا دقیقا یه اندازه نیست و غیره و غیره. اگر بیشتر فکر کنین و ساختار اتمی اشیائ را در نظر بگیرین میبینین که اصولا امکان وجود یک دایره واقعی در دنیای ماده نیست. ولی در ذهن ما دایره واقعی وجود داره و براش قضایای ریاضی میتونیم ثابت کنیم. افلاطون نتیجه میگیره که باید دایره واقعی یک جایی وجود داشته باشه که ذهن ما بهش آگاه شده و میتونه بفهمدش و از اینجا پیشنهاد میکنه که باید یک دنیای دیگه ای باشه که درش هم دایره واقعی هست و هم ذهن ما درش وجود داره! افلاطون اسم این دنیا را میذاره دنیای ایده ها. تو این مدل دنیای ماده مثل سایه ای از دنیای ایده هاست. سایه ای که هرگز نمیتونه مثل اصل باشه و صددرصد درست و دقیق باشه.
منبع بیندیش

۱ نظر:

ناشناس گفت...

besyar komak kardin man france hastam va talasham in bood ke az dayereh aflaton ra pattern begiram.. framework ro nemidonesam ke site shoma be man komak kard