۱۳۸۷ مرداد ۳۰, چهارشنبه

اقتصاد حسادتی

نوشته م. کمائی
پس از عبادات فراوان فرشته الهی بر‎ ‎بنده ای نازل گشت و مژده داد که هر پاداشی که بخواهد به او اعطا خواهد ‏شد‎ ‎مشروط بر اینکه خداوند دو برابر آن پاداش را به همسایه دیوار به دیوار او‏‎ ‎اعطا کند. فرد از خداوند یک چشم ‏نابینا خواست‎. ‎

حسادت که به معنای ناخرسندی از خوشبختی دیگری است،‎ ‎خصلتی مذموم اما معمول است. حسادت اگر بالقوه ‏ماند تنها امری درونی است که‎ ‎تبعات بیرونی ملموسی ندارد اما اگر بلفعل گردد آثار خارجی نامطبوعی به جای‎ ‎می گذارد. حسادت و تبعات اجتماعی آن از دیرباز نظر فلاسفه را به خود معطوف‎ ‎داشته است. فیلسوفانی چون ‏ارسطو، کانت، بیکن‎ ‎در‎ ‎مباحث روانشناسی اجتماعی به نقش حسادت در جوامع بشری اشاره دارند. نه تنها‎ ‎فلاسفه، بلکه از زمان کانت (1785)، اغلب دانشمندان علوم اجتماعی و‎ ‎مردمشناسی نیز بر این عقیده پافشاری می ‏ورزند که انگیزه ها و رفتارهای‎ ‎فردی به میزان زیادی تحت تاثیر ترجیحات نسبی و مراتب اجتماعی می باشند‎." ‎تئوری مقایسات اجتماعی" فستینگر‎ ‎و" تئوری محرومیت نسبی" استوفر‎ ‎دو نمونه بارز این مدعا هستند‎.‎

اقتصاددانان نیز به نوبه خود به مقایسات اجتماعی و نسبی بودن مطلوبیت فردی اذعان دارند. اسمیت (1759)، ‏مارکس (1849)، وبلن (1899)، دوزنبری (1949) و لایبنستاین (1950)‏‎ ‎از آن جمله اند. بر خلاف تئوری ‏استاندارد مطلوبیت که مطلوبیت افراد را به‎ ‎صورت مطلق ارزیابی می کند، " تئوری مطلوبیت نسبی یا وابسته‎" ‎‎ ‎فرض‎ ‎را بر این می گذارد که مطلوبیت فردی بصورت نسبی و در مقایسه با مطلوبیت‎ ‎سایر افراد سنجیده می ‏شود." تئوری مطلوبیت نسبی یا وابسته"، ابزار سودمندی‎ ‎را در اختیار اقتصاددانان مدرن قرار داد که با استفاده از ‏آن می توانستند‎ ‎تبعات اقتصادی حسادت را از دو جنبه دستوری و رفتاری مورد بررسی قرار دهند‏‎. ‎جنبه دستوری ‏حسادت در اقتصاد رفاه توسط اقتصاددانانی چون بامل (1987)،‎ ‎فولی(1967) و واریان (1974)،‎ ‎به تفصیل ‏مورد بررسی قرار گرفته ولی جنبه رفتاری آن گسترش علمی چندانی‎ ‎نیافته است. برنن (1973)، الستر(1991)، ‏موی (1995)، بنرجی (1990)،زیزو و‎ ‎آزوالد (2001)، زیزو (2003)، فیشر، تورگلر و فرای (2007 ) و ‏بکمن، اسمیت،‎ ‎فورمبی و زنگ (2002)‏‎ ‎از معدود نمونه هایی می باشد که بر جنبه رفتاری حسادت و تبعات ‏اقتصادی ناشی از آن تمرکز دارند‎.‎

برنن‎ (1973) ‎استدلال می کند که حسادت و بدخواهی سبب می شود که افراد بر توزیع‎ ‎مجدد درآمد تآکید ورزند ‏چرا که کاهش مطلوبیت افراد موفق سبب خشنودی آنان‎ ‎می گردد. مشاهدات الستر(1991) نمایانگر آنست که افراد ‏گاه گاه از تفوق و‎ ‎برتری بر دیگران اجتناب می ورزند تا از حسادت آنان در امان بمانند. مدل‎ ‎اقتصادی موی ‏‏(1995) نشان می دهد که چگونه حسادت، در ساختارهای قانونی‎ ‎متفاوت، رفتار تلافی جویانه حاسدان و در نتیجه ‏انگیزه کارآفرینی سخت کوشان‎ ‎را تحت تاثیر قرار می دهد. بنرجی (1990) مالیاتهای فزاینده را بعنوان راه‎ ‎حلی ‏برای رفع تبعات اقتصادی منفی حسادت پیشنهاد می کند‎.‎
‎ ‎
زیزو‎ ‎و آزوالد (2001) و زیزو (2003) نشان می دهند که افراد منابع مالی خود را‎ ‎به منظور آسیب رسانی به ‏افراد برتر و موفق به هدر می دهند و بدین سبب‎ ‎کارآیی اقتصادی را به مخاطره می افکنند. فیشر، تورگلر و ‏فرای (2007) با‎ ‎بررسی آماری 1114 بازیکن فوتبال در هشت لیگ مسابقاتی نشان می دهند که‏‎ ‎نابرابری ‏درآمدی افراد یک تیم رابطه ای منفی با عملکرد بازیکنان تیم مورد‎ ‎نظر داشته و سبب تنزل عملکرد گروهی می ‏گردد‎.‎

‎ ‎از جالبترین مطالعات تجربی در این زمینه مطالعه بکمن،‎ ‎اسمیت، فورمبی و زنگ (2002) می باشد که نقش ‏حسادت و بدخواهی را در‎ ‎انتخابات اجتماعی بررسی می نماید. شواهد موجود در این مطالعه نشان می دهد‎ ‎که در ‏شرایطی که افراد از مرتبه اقتصادی نسبی خویش به دیگران آگاهند،‎ ‎بسیاری بر این امر تاکید می ورزند که هیچ ‏کس از لحاظ اقتصادی بر دیگران‎ ‎برتری نسبی نداشته باشد حتی اگر موفقیت فرد مورد نظر به زیان دیگری تمام‎ ‎نگردد. این مطالعه نشان می دهد که افراد (خصوصا افراد کم درآمد) تخصیص های‎ ‎درآمدی ناکارا اما برابر را به ‏تخصیص های درآمدی کارا و نابرابر ترجیح‎ ‎داده و بنابراین کارآیی اقتصادی و" برتری پارتو" را فدای برابری ‏نسبی می‎ ‎نمایند‎.‎

اگرچه حسادت خصلتی بشری‎ ‎است اما شدت و ضعف و میزان اثرگذاری آن ممکن است از ساختاری به ساختار‎ ‎دیگر، از فرهنگی به فرهنگ دیگر و نهایتا از جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت‎ ‎باشد. مطالعه تجربی فوق نشان ‏می دهد که رفتار تنگ نظرانه در میان مردمان‎ ‎کشورهایی چون اتحاد جماهیر شوروی و چین به میزان قابل ‏ملاحظه ای بیشتر از‎ ‎کشوری چون ایالات متحده است‎.‎
‎ ‎
بیانات دیگر کارشناسان بر این مطالعه تجربی صحه می گذارد. نیکولای اشملیوف،‎ ‎یکی از کارشناسان اتحاد ‏جماهیر شوروی سابق، زمانی اذعان داشت که حسادت به‎ ‎موفقیت دیگران به قوی ترین بازدارنده اتحاد جماهیر ‏شوروی بدل شده است و تا‎ ‎زمانی که تحت کنترل قرار نگیرد مانع هر گونه پیشرفت این کشور خواهد بود‎. ‎اشملیوف تنها کارشناسی نیست که به این امر اذعان دارد. مشاهدات ویلیام و‎ ‎جین تابمن (1989‏‎(‎نشان می دهد که ‏برای اغلب مردم اقتصاد جماهیر شوروی سابق، اقتصاد‎ ‎سوسیالیستی مفهومی به جز حسادت جمعی ندارد بدین ‏معنا که فرهنگ غالب بر این‎ ‎مساله تاکید می ورزد که هیچ کس موفق تر از دیگری نباشد حتی اگر موفقیت فرد‎ ‎مورد نظر به زیان دیگری تمام نشود. بر اساس مشاهدات اسمیت (1990‏) منابع خبر رسانی اتحاد جماهیر ‏شوروی سابق مملو از گزارش خرابکاری هایی است‎ ‎که اندک موفقیت بنگاههای اقتصادی خصوصی را هدف می ‏گیرند. اسمیت نتیجه‎ ‎میگیرد که چنین خصومتی نسبت به برتری افراد، موجودیت افراد لایق را مورد‎ ‎تهدید قرار ‏داده و سبب تطبیق آنان با ساختار ناپویای موجود می گردد‎. ‎ساختار ایده آلیستی کشور اتحاد جماهیر شوروی سابق ‏نیز راهکارهای موثری را‎ ‎برای ارعاب در اختیار حاسدان قرار می داد. این امر خصوصا در سالهای آغازین‎ ‎حکومت سوسیالیستی بسیار بارز بود چرا که هر گونه برتری اقتصادی یا حتی‎ ‎برتری های فکری و علمی آماج ‏خصومت حاسدان شده و به اتهام حاسدان به تخطی‎ ‎از اصول تعبیر می گشت و موجودیت افراد را مورد تهدید ‏قرار می داد. اگرچه‎ ‎مطالعات موجود شامل کشور ایران نمی گردد، اما شباهتهای رفتاری غیر قابل‎ ‎انکاری میان ‏ما و کشورهایی چون اتحاد جماهیر شوروی و چین به چشم می خورد‎. ‎

حسادت‎ ‎عامل ناکارآیی اقتصادی است. حسادت می تواند سبب خرابکاری و کارشکنی در‎ ‎ساختارهای سازمانی ‏گردد. حسادت می تواند نتایج تحولات عظیم اجتماعی و‎ ‎انتخابات سیاسی را به نفع برابری نسبی و به ضرر ‏کارآیی اقتصادی و رشد بلند‎ ‎مدت تحت تاثیر قرار دهد‎.‎
‎ ‎
اقتصاد‎ ‎حسادتی بیمار، ناپویا و محتاج درمان است. برای مثال ساختارهای سازمانی و‎ ‎سیاسی می توانند به زیان ‏کارشکنان و به نفع کارآفرینان تغییر یابند؛‏‎ ‎ساختار اخلاقی می تواند از تقبیح ناموجه اختلافات طبقاتی خودداری ‏ورزد و‎ ‎در عین حال کارآفرینان را به سهیم کردن دیگران و شرکت در امور خیریه تشویق‎ ‎کند؛ نهایتا قوانین ‏مالیاتی در چارچوب ساختار اقتصادی می توانند با توزیع‎ ‎مجدد اما ملایم درآمد، بدون زیان رسانی به انگیزه های ‏کارآفرینی، ناکارآیی‎ ‎های ناشی از اثرات رفتاری حسادت و تنگ نظری را کاهش دهند چرا که اگرچه بر‎ ‎اساس ‏نظر اغلب اقتصاد دانان نئوکلاسیکی مالیات موجب ناکارآیی است اما صحت‎ ‎مطلق این نظریه با در شمردن تبعات ‏رفتاری آن سوال بر انگیز است‎. ‎

منابع‎ ‎
‏Aristotle, "Rhetoric," Book II, in (W. D. Ross, ed.), Works of Aristotle, vol. XI. Oxford: ‎Clarendon Press (1924). ‎
‏Bacon, F., "the Essays of Counsels, Civil and Moral,". Oxford: Clarendon Press ‎‎(1625/1890).‎
‏Banerjee, A., "Envy, in B. Dutton et al (eds.), Economic Theory and Policy: Essays in ‎the Honor of Dipak Banerjee", Oxford: Oxford University Press (1990).‎
‏Baumol, W. J., "Super fairness: Applications and Theory," Cambridge, Massachusetts: ‎MIT Press (1987).‎
‏Beckman, S. R., J. P. Formby, W. J. Smith, Buhong Zheng, "Envy, Malice, and Pareto ‎Efficiency: An Experimental Examination," Social Choice and Welfare, 19: 349-367 ‎‎(2002)‎
‏Brennan, G., " Pareto Desirable Redistribution: The Case of Malice and Envy," Journal ‎of Public Economics, 2: 173-183 (1973)‎‏Brenner, R., "Rivalry: in Business, Science, among Nations, " New York: Cambridge ‎University Press (1987).‎
‏Duesenberry, J.S. (1949), "Income, Saving and the Theory of Consumer Behavior," ‎Harvard: University of Harvard Press (1949).‎
‏Elster, J., "Envy in Economic Life, in Richard Zeckhauser, ed., Strategy and Choice," ‎Cambridge, Massachusetts: MITPress (1991). ‎
‏Festinger, L., "A Theory of Social Comparison Processes," Human Relations, 7: 117-14 ‎‎(1954). ‎
‎ ‎
‏Foley, D., "Resource Allocation and the Public Sector," Yale Economic Essays, 7: 45-98 ‎‎(1967).‎
‏Kant, I., "the Metaphysic of Morals," New York: Harper and Row (1785/1964).‎
‏Leibenstein, H., "Bandwagon, Snob and Veblen Effects in the Theory of Consumers’ ‎Demand," Quarterly Journal of Economics, 65: 183-207 (1950).‎
‏Mui, Vai-Lam, "The Economics of Envy," Journal of Economic Behavior and ‎Organization, 26: 311-336 (1994).‎
‏Marx, K., "Wage, Labor, and Capital," In K. Marx and F. Engel, Selected Works, Vol. ‎‎1. Moscow: Progress Publishers.‎
‏Smith A., "Theory of Moral Sentiments," Oxford: Clarendon Press (1949).‎
‏Smith, H., "The new Russians," New York: Random House (1990).‎
‏Stouffer, S. A., "The American Soldier," Princeton: Princeton University Press (1949).‎
‎ ‎‏Taubman, W., and Jane Taubman, "Moscow Spring," New York: Summit Books ‎‎(1989).‎
‎ ‎‏Torgler, B., Sascha L. Schmidt, and Bruno S. Frey, "Relative Income Position and ‎Performance: An Empirical Panel Analysis," Institute for Empirical Research in ‎Economics at University of Zurich, Working Paper (2006).‎
‏Varian, H. R., "Equity, Envy, and Efficiency," Journal of Economic Theory 9: 63-91 ‎‎(1974).‎
‏Veblen, T., "The Theory of the Leisure Class," New York: MacMillan (1899).‎
‎ ‎‏Zizzo, D. J., A. J. Oswald, "Are People Willing to Pay to Reduce Others’ Incomes?," ‎Annales d’ Economie et de Statistique 63/64: 39-65 (2001).‎
‏Zizzo, Daniel J., "Money Burning and Rank Egalitarianism with Random Dictators," ‎Economic Letters, 81: 263-266 (2003).‎
‎ ‎ ‎Kant (1785).‎
Bacon.‎
Festinger (1954), the Theory of Social Comparisions.‎
Stouffer (1949), the Theory of Relative Deprivation.‎
Smith, Marx, Veblen, Duesenberry, Leibenstein.‎
Interdependent Utility Theory.‎
Baumol, Foley, Varian.‎
Brennan, Elster, Mui, Banerjee, Zizzo, Oswald, Torgler, Schmidt, Frey, Beckman, ‎Formby, Smith, Zheng.‎
Nikolai Shmelyof.‎
William and Jane Taubman.‎
Smith.‎

‎ 12. ‎نویسنده بارها در کلاس درس شاهد مخالفت سایر همکلاسیها با مفاهیمی چون‎ ‎تجارت آزاد، خصوصی سازی ‏و توسعه صنعت توریسم بوده است. این افراد دلایل‎ ‎مخالفت خویش را با عباراتی از این قبیل توجیه می کردند: ‏‏"خصوصی سازی‎ ‎ثروتمندان زالو صفت می آفریند" ، "تجارت آزاد به یک طرف مبادله بیش از طرف‎ ‎دیگر سود ‏می رساند" و یا "صنعت توریسم به شهروندان خارجی امکان می دهد تا‎ ‎از قدرت خرید بالای خود برای چپاول ‏منابع ارزان داخلی استفاده کنند". یک‎ ‎نکته در تمامی این دلایل مشترک است: مخالفت با برتری اقتصادی افراد ‏حتی‎ ‎اگر این برتری نه به ضرر دیگران بلکه به سود آنان تمام شود‎.‎
‎ ‎
م. کمائی استادیار اقتصاد-دانشگاه ایالتی سنت کلاد‎ ‎
‎ ‎انقلاب کبیر روسیه، انقلاب دهقانی چین و نتایج انتخابات اخیر کشورهای امریکای لاتین از این جمله اند.[13

منبع سایت چراغ آزادی

هیچ نظری موجود نیست: